تبليغاتX
آزادی نو New Freedom

روز جهانى كودك

هيچگاه در تاريخ جامعه  بشرى، زندگى كودكان با اين همه كمبود، اين همه سختى، اين همه مصيبت و اين همه

دوگانگى در كنار كوه عظيمى از ثروت، تمدن و امكانات شگرف براى زندگى روبرو نبوده است. هيچگاه

همچون امروز زندگى صدها ميليون كودك در سطح جهان با مخاطرات جدى مواجه نبوده است. در قلب اين

دنياى پيشرفته، كودكان محرومترين  بخش اين جامعه جهانى هستند. صدها ميليون كودك هر چند كه زنده اند اما

در بدترين شرايط زيستى بسر ميبرند و روزانه هزار هزار از آنان در سكوت پرپر ميشوند.

گرسنگى، بى مسكنى، بى دارويى، كار طاقت فرسا، توهين و تحقير و فرودستى در جامعه و خانواده،

سواستفاده هاى جسمى و جنسى، جنگ، دست درازى مذاهب و دهها موردى كه به چشم ديده نميشود زندگى

كودكان را كاملا به نابودى كشانده و مرگ دهها كودك در هر دقيقه عمق اين فاجعه را نشان ميدهد.

مسبب اين وضعيت سيستم  سرمايه دارى و دولتهاى حافظ اين نظام در تمامى نقاط دنيا هستند. دولتهايى كه بر  

كاستى ها و شرايط زيستى كودكان كاملا واقفند و مرگ و مير كودكان را تنها نظاره گرند. در اكثر كشورها

كمترين بودجه هاى دولتى براى زندگى كودكان اختصاص يافته است. كودكان فراموش شدگان در مبارزه با

محروميتهاى اجتماعى هستند و همين دولتها بوجود آورنده و استمرار دهنده وضعيت نابسامان فعلى اند.

اما در ایران وضعیت کودکان فاجعه بار است. جمهورى اسلامى در كنار فقر و محروميت شديد، با قوانين

اسلامى و فرهنگ منحطش زندگى را براى كودكان صد چندان دشوار كرده است. دختران نه ساله را بالغ مى

نامد و حجاب اسلامى بر سرشان ميكند. كودكان را اعدام ميكند و يا سالهاى سال در سياهچالهايش زندانى ميكند،

آموزش و پرورش را مملو از خرافات و مهملات اسلامى كرده است، كودك را جزو احشام بشمار ميآورد و

هيچ حق و حقوق انسانى را براى كودكان قائل نيست و كلا زندگى كودكان و نوجوانان را با قوانين اش به

نابودى كشانده است. در كنار اين مصائب ميليونها كودك تنها به دليل فقر والدين شان خارج از چرخه تحصيلى

قرار دارند و مجبورند در سختترين شرايط كار كنند تا كمك خرجى براى خانواده باشند. چندين ميليون كودك نان

آور خانه هستند و به شكل وحشيانه اى توسط كارفرمايان استثمار ميشوند.

اما در ميان اين همه سياهى و مشقات روزنه هاى اميد فراوان است بويژه در ايران جنبش دفاع از حقوق

كودكان پرتوان در اعماق جامعه ميجوشد كه گوشه هايى از آنرا در برگزارى مراسمهاى روز كودك و يا جشن

هايى براى شادى كودكان، شاهديم. مدافعين حقوق كودك در اين مراسمها نظام سرمايه دارى و سياستهاى كودك

ستيز جمهورى اسلامى را به نقد مى كشند و خواهان زندگى بهترى براى كودكان ميشوند.

٨ اكتبر (١٦مهر) از جمله در ايران روز جهانى كودك ناميده ميشود، بايد اين روز را در ابعاد هر چه باشكوه

ترى جشن بگيريم. بايد در اين روز مساله كودك را به مساله كل جامعه بدل كنيم. بايد حول خواستهاى روشن و

انسانى مان، مردم هر چه بيشترى را گرد آوريم:

_ تحصيل رايگان و اجبارى براى همه كودكان

_ جدايى كامل مذهب از آموزش و پرورش. مدرسه جاى فراگيرى علم است.

_ تامين وسايل آموزشى و دادن يك وعده غذاى گرم به همه دانش آموزان

_ لغو آپارتايد جنسى كودكان در مدارس

_ ممنوعيت هر نوع تنبيه جسمى و روحى در مدارس

_ امور پزشكى براى كودكان بايد رايگان باشد، در تمامى مدارس بايد درمانگاهى مجهز وجود داشته باشد

_ تامين زندگى شاد و مرفع براى همه كودكان،

_ ممنوعيت اعدام، شكنجه و زندانى كردن كودكان

اين خواستها قابل اجرا و عملى است. امكانات مادى آن در جامعه ثروتمند ايران موجود است، كافى است كه

بخشى از چپاول ها در جمهورى اسلامى به امر كودكان اختصاص يابد.

اما اين خواستها تنها با نيروى فشار ما قابل تحقق است، نجات دهنده كودكانمان تنها نيروى متحد و متشكل خود

ماست با برگزارى روز كودك اين اتحاد و همبستگى را عميق تر و گسترده تر كنيم، با برپايى جشن هاى

باشكوه در روز كودك، شادى را به ميان كودكان بياوريم و همزمان اميد به تغيير و زندگى بهتر را هر چه

بيشتر تقويت كرده و جنبش دفاع از حقوق كودك را به خيابانها بكشانيم. بهبود وضعيت كودكان همين امروز.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/10/8 و ساعت |

 

هزینه ی مشارکت

به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مدت زیادی باقی نمانده است . به همین جهت مبا حث پیرامون این

موضوع بین گفتمان های مختلف هرچقدرکه فاصله زمانی نسبت به برگزاری انتخابات کوتاه تر می شود ،

بیشتر شده ودر این میان نسبت دادن ها ونارواگویی ها و . . . جهت تخریب و باژگونه نمایی چهره رقیب افزون

تر می گردد.

روی سخن صاحب این قلم با سید محمد خاتمی رئیس بنیاد باران است.فردی که در نزد خیلی از هوادارانش ،

نقش ناجی را بازی می کند . قهرمان بلامنازعی که این کشتی درگیر در امواج نابود کننده را ، قادر است به

سلامت به ساحل آرامش هدایت نماید . نوعی از نگاه که متعلق به جوامع ماقبل مدرن می باشد . که به نظر من

خود آقای خاتمی چندان موافق نگرش خیل عظیمی از هوادارانش نمی باشد . قهرمان سازی و قهرمان پروری به

دورانی تعلق می یابد ، که مناسبات حاکم بر جوامع مبتنی بر گفتمان پوپولار بوده است .

 اولین گام لیدر اصلاحات باید امحای چنین ذهنیتی درجامعه ی معطوف به تجربه ی مدرن ما در خیل

طرفدارانش باشد .

اما دغدغه ای که سبب نگارش این یادداشت نسبت به آقای سید محمدخاتمی که شاید کمی شخصی شده است ،

گردیده ومنطقا نمونه ای از اتفاق اجتماعی دوران ریاست جمهوری ایشان بوده،ماجرایی ست که در عنوان این

یادداشت خود را مستتر نموده است .

جناب سید محمد خاتمی !

زمانی که جنابعالی ردای رئیس جمهوری را برشانه افکندید و بربنیان آرای مردمی که به گفتمان اصلاحات

آری گفتند ، برتخت پاستورتکیه زدید، برخی از مشارکت کنندگان در انتخابات و آری گویان به گفتمان اصلاح

طلبی ، هزینه سنگینی را پای رای شان پرداخت نمودند . هزینه ای که نه تنها بارمالی آن سنگین بود ، بلکه

مهمتر ازآن بارعاطفی ، خانوادگی و اجتماعی آن به مراتب سنگین تر، سهمگین ترو . . . از بار مالی آن بوده

است . هزینه ای که در طول صدارت شما ، قادر نبودید به حل آن همت کنید . اگر چه این مسئله در مقیاس

برنامه های بزرگ به قدری کوچک است که چندان به دید نمی آید .اما اگر کمی اندیشیده شود که همین اتفاق

برای خیل عظیم جویندگان اصلاح طلبی رخ داده ، بدیهی ست که تامل بر انگیز خواهد بود .

صاحب این قلم به عنوان یک نویسنده ، شاعر،روزنامه نگار ومنتقد فرهنگی در نخستین دوره انتخابات که شما

با اکثریت آرا برنده شدید،به همراه بسیاری شرکت کنندگان با نگاه به تقویت جامعه ی مدنی،رای خود راعلیرغم

ناامیدی موجود به شما دادم . چند ماهی نگذشت که به دلیل سوابق فرهنگی از یک سو و تایید گفتمان اصلاح

طلبی درجامعه ی امروزما ، حکم اخراج من ازدانشگاه پیام نور، توسط حراست و هسته ی گزینش دانشگاه

صادر گردید .

 چه دلایل و عواملی مسبب این عمل ضد مدنی شان بود تا کنون برمن اشکارنگردیده است . پیگیری های من

ره به جایی نبرده اند . بنیان خانواده ای رااین چنین به راحتی متزلزل کردند و هیچکس پاسخگوی این عمل شان

نگردیده است . نکته اینجاست که بعد از سالها کارو حضور در دانشگاه ودردوره شما چنین اتفاقی رخ داده

است ؟!

جناب سید محمد خاتمی !

جالب است بدانید که این محرومیت از حقوق اجتماعی من به عنوان شهروندایرانی ، زمانی که پیگیر مطالبات به

حق وقانونی خود بودم ، دردر دومرکزاحضار شدم . بماند که قبل ازاخراجم مکلف و موظف به پاسخگویی

درجایی بودم و لابد از هیبتی غیر شهروندی برخوردار بودم ، بر اساس گزارشی به اهایی دیگر، حق من را

کف دستم گذاشتند . دو مرکزی که از آن یاد کردم،

یکی هیات مرکزی گزینش مستقر در وزارت فرهنگ و آموزش عالی دوران جنابعالی بود . و دومی هیات عالی

گزینس مستقر در نهاد ریاست جمهوری!

شرح ماجرا نیز بماند که چه گذشت !؟ اما همینقدربدانید که در مجموعه تحت اختیار جنابعالی در یکی از

ساختمان هایش ، معممی که ملبس به لباس جنابعالی بود و پرسش کننده و . . . و نیزاز دستکاه فتوکپی موجود

در اتاقش ، ازجلد و صفحات خاص کتاب های من کپی می گرفت ، پس از چند ساعت که گفت و گوی ما خاتمه

یافت ، فرمودذند که چند روز بعد زنگ بزنید تا نتیجه را به شمااعلام کنیم . ورد مقابل درخواست من که چرا

پاسخ کتبی نمی دهید گفتند ما فقط شفاهی الام می کنیم. وچند روز بعد ازیکی از ساختمان های دراختیار

جنابعالی به من اطلاع می دهند که شما شایستگی کار در دانشگاه را( آن هم پس از چندین سال کار دردانشگاه )

ندارید .


حال آن که در وازرت آموزش و عالی ، پرسش کننده من ، می گفت آقای بیزارگیتی پرونده ی قطور شما به

نظرمن بررس پر از توطئه ای ست که درمورد شما انجام گرفته است .


جناب سید محمد خاتمی !

گوش کردن به چند کانتات باخ و یا برخی قطعات مشهورترین آهنگسازان جهان که به تالیف موسیقی کلیسایی

پرداختند نمی تواند توجیه مناسبی برای تایید اخراج از یکی از ساختمان های تحت اختیاردوران شما باشد . این

نقض گفتگوی فرهنگ ها ست که شما در جهت گسترش آن تلاش می کنید .

باز گرداندن چنین هزینه سنگینی بردوش چه کسی ست . آیا شهروند ایرانی در وطن خود باید غریب باشد .

شما در وضعیت بیش از سه سال دورماندن ازعرصه ی قدرت ، که گفتمان دیگری در جامعه ی ما پایه های

خود را مستحکم ترنموده و حامیان رسمی و غیررسمی بی شماری دارد ؛ چگونه می خواهید به نهادینه کردن

گفتمان خود بپردازید . آیا به فکرکسانی که هزینه های سنگینی برای ایجاد جامعه ی پرداخت نموده اند، هستید ؟

یا چون گذشته با روش مماشات و نشنیدن صدای پائینیان ( بزرگترین معضل اصلاح طلبی در ایرا ن که منجر

به شکست شان شد ) امور را تمشیت خواهید نمود !؟

کمان می برم که بیش از این سخن جایز نیست . اما امید دارم که به عنوان لیدرگرایش اصلاح طبی نگاهتان را

دردوره ی جدید نسبت به این مفهوم ورابطه ی بین مردم وقدرت مورد بازسازی قرار دهید . به یقین که مردم

دراین دوره قادرند دراین بازسازی نگاه به یاری شما بشتابند .

                                                                                                         به نقل از وبلاگ پرواز

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/10/7 و ساعت |

            

                 فراخوان ۵ اکتبر، روز جهانی حمايت از فرزاد کمانگر و معلمان ايران

صدور احکام اداري و دستگيري فعالين صنفي و اجتماعي توسط ارگانهاي انتظامي و امنيتي جمهوري اسلامي

ايران همچنان به ميزان نگران کننده اي در جريان است ، آخرين نمونه اين برخوردها دستگيري دهها معلم و

فعال صنفي در شهر تهران بود که قصد برگزاري مراسم روزجهاني معلم (5 اکتبر) را داشته اند. همچنين فرزاد

کمانگر معلم و فعال حقوق بشر پس از دوسال از زمان بازداشت اکنون در بند امنيتي 209 زندان اوين نگهداري ميشود ، حکم اعدام او به تائيد نهايي ديوان عالي کشور رسيده است . وکيل ، مطلعين و جوامع حقوق بشر يکصدا بر مستند نبودن اتهامات وي ، شکنجه و ناعادلانه بودن حکم اعدام وي تاکيد نموده اند.

با توجه به شرايط حاکم بر معلمان در ايران و با توجه به اينکه با وجود اعتراضات گسترده داخلي و بين المللي

به احکام صادره بر عليه معلمان و خصوصا حکم اعدام فرزاد کمانگر ، دستگاه اداري و قضائي جمهوري اسلامي تاکنون حاضر به لغو اين احکام نگرديده و احکام جديدي را نيز صادر نموده است ، لذا اين مجموعه از

تمامي فعالان صنفي و فعالان حقوق بشر تقاضا دارد تا با حمايت گسترده و بي دريغ خود در روز جهاني معلم

(روز 5 اکتبر برابر با 14 مهرماه) از معلمان و فرهنگيان ايران بالاخص معلم محکوم به اعدام ، فرزاد کمانگر

حمايت نموده و در جهت جلب گسترده توجه افکار عمومي در سطح داخلي و بين المللي براي لغو احکام ناعادلانه فوق گام بردارند.

ادامه بازداشت فرزاد کمانگر در بند 209 قانوني نيست .

طي آخرين حکم صادره از ديوان عالي در تاريخ 21 تير ماه 1387 فرزاد کمانگر به اعدام محکوم شد،حکم

صادره با واکنش شديد مجامع جهاني حقوق بشر و اتحاديه معلمان و آموزگاران سراسر دنيا مواجه شده است.

اتهام وارده به وي، عضويت دربرخي احزاب کردي مي باشد ،که بارها از سوي او رد شده است.

آنچه در زير مي خوانيد گفتگوي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران پيرامون آخرين وضعيت فرزاد کمانگر،

دبير و فعال حقوق بشر با دکتر خليل بهراميان، وکيل مدافع  وي مي باشد  که هم اکنون در بند امنيتي 209

زندان اوين به سر مي برد.

دکتر بهرامیان از پیگیری پرونده وی سخن می گوید :

با توجه به گفته های دکتر بهرامیان زنداني در وضعيت روحي و جسمي مناسب قرار نخواهد داشت، زيرا

زنداني است، وضعيت مناسب زماني است که آزاد باشد و بتواند حداقل شرايط و نيازهاي زندگي را داشته باشد،

وقتي انساني در حصار و بند قرار مي گيرد، وضعيتش مناسب نيست و نمي تواند باشد. اما وضعيت نسبي

ايشان مناسب بود. با توجه به شکنجه هايي که آقاي کمانگر اذعان مي کنند در زندان کرمانشاه شده است ، از

لحاظ عصبي دچار مشکلاتي شد. ايشان از جامعه  به دور هستند که اين عامل مضاعف شده است و به همين

دليل نمي تواند به حالت اوليه و شرايط عادي برگردد ، زماني وضعيت ايشان مناسب محسوب مي شود که اين

فرد بي گناهيش اعلام و آزاد شوند و به سر کار بروند و زندگي روزانه خود را داشته باشند. وقتي دربند است

مطمئنا فشارهاي زيادي بر ايشان وارد مي شود.

بحثم من اين نيست که بند 209 يک نوع زندان منطبق با قانون است ،گويا ايشان رابه بند 209 منتقل کردند تا

وضعيت رفتاري ايشان را بررسي کنند و ببينند آيا در رابطه با عضويت در احزاب کرد  اقدامي کرده است يا

خير ؟ اما تمام بحث من در اين است که ايشان در هيچ حزبي که مغاير با نظام باشد عضو و حتي سمپات هم

نبود، فرزاد يک دبيرآموزش و پرورش و فعال حقوق بشر مي باشد و هيچ کاري خلاف قانون انجام نداد .اما

اين که مطابق با قانون ايشان را در بند 209 نگهداري مي کنند؟ من جواب مي دهم خير مطابق با قانون نيست،

ايشان بايد به بند عمومي فرستاده شود، و مانند هر زنداني ديگر از حداقل امکانات برخوردار باشند، و بتوانند

از امکانات آن بند استفاده کنند.

                                                                                        منبع: کمپین همبستگی با فرزاد کمانگر

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/10/5 و ساعت |

 به مناسبت روزهای پاییزی مدارس

                             پیکر نحیف آموزش و پرورش، پیکر فربه حوزه علمیه

 به عقیده کارشناسان "پیکر نحیف آموزش و پرورش" محصول اختصاص بیشترین بودجه به نهادهای

نظامی و مذهبی و کمترین توجه به آموزش و پرورش و نیز بهداشت مردم است. آن‌ها می‌گویند بند ناف

حوزه علمیه به لوله‌های نفت متصل است!

مشاور محمود احمدی‌نژاد در امور روحانیت خبر از طرح راه اندازی ۳۰ مدرسه علمیه با بودجه ای چند

میلیاردی داد چندی پیش 82  نماینده مجلس وزیر آموزش و پرورش را بخاطر بی‌توجهی به وضع معیشتی

معلمان و ایجاد ناامنی مطلق در بخش آموزش و پرورش استیضاح کردند.

به عقیده کارشناسان "پیکر نحیف آموزش و پرورش" محصول اختصاص بیشترین بودجه به نهادهای

نظامی و مذهبی و کمترین توجه به دو بخش حیاتی، یعنی آموزش و پرورش و بهداشت مردم است. آن‌ها

می‌گویند بند ناف حوزه علمیه به لوله‌های نفت متصل است!

اول پادگان، دوم حوزه

پس از نهادهای نظامی، این نهادهای مذهبی هستند که بیشترین بودجه به آن‌ها اختصاص می‌گیرد. به

گفته مسئولان اجرایی دولت نهم، کمک‌های مالی دولت به نهادهای مذهبی در سال ۸۶ به بالاترین

سطح در طول سال‌های اخیر رسیده است. این بودجه که خرج هیئت‌های مذهبی و مخارج تبلیغی آن‌ها

، ساختمان مساجد، مدارس علمیه، گسترش "برنامه های فرهنگی مساجد"، "آموزش روحانیون و

مبلغان دینی"  می‌شود، در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد افزایشی ۶۰ درصدی داشته است.

سعید مدنی پژوهشگر اجتماعی می‌گوید که دولت در تخصیص بودجه از یکسو اولویت را به گرایش

امنیتی سیاسی‌اش داده است، و «از سوی دیگر یک گرایش قشری و تظاهر مذهبی را دنبال می‌کند که

حتا تاثیر مثبتی هم بر فضای دینی مذهبی ایران ندارد. به همین دلیل هم در تخصیص منابع براساس

همین اولویت‌ها عمل می‌کند و روی همین اساس هم به طور مشخص در دو وزارتخانه‌ی آموزش و پرورش

و وزارت بهداشت، دائما مسئله‌ی کسری بودجه و نداشتن منابع برای بهبود وضعیت سلامت و آموزش

مردم مورد تاکید قرار می‌گیرد.»

چند رقم نمونه

"خبرگزاری فارس" در این زمینه آماری می‌دهد که نمونه‌وار است: بودجه کانون‌های مساجد که در پایان

ریاست جمهوری محمد خاتمی دو میلیارد تومان بوده، امسال به ۱۷ میلیارد تومان رسیده است. بودجه

«حمایت از آموزش‌های دینی، فرهنگی و هنری» از دو میلیارد تومان در سال گذشته به ۱۵،۶۲میلیارد

تومان افزایش یافته است.

در ادامه همین گزارش "خبرگزاری فارس" آمده است که «برنامه شناسایی، جذب، آموزش و اعزام

روحانیون و مبلغان دینی» در سال‌گذشته و امسال ۱۱ میلیادر تومان هزینه برداشته است.

صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جمع "اصحاب قرآنی و مسئولان کانون های فرهنگی −

هنری مساجد" به بیش از ده میلیارد تومان هزینه برای تقویت مساجد اشاره کرده و گفته است که بودجه

قرآنی وزارت ارشاد از هفت میلیارد ریال در ابتدای روی کار آمدن دولت نهم به ۱۵۰ میلیارد ریال افزایش

پیدا کرده است.

حد استقلال حوزه

سعید مدنی می‌گوید: «شیعه به طور مشخص سالها تاکید می‌کرده و ادعا داشته و رفتار می‌کرده که

مستقل از نظام قدرت به حیات خودش ادامه می‌داده و حوزه هم به همین ترتیب عمل می‌کردند. الان اما

در واقع بند ناف حوزه‌های علمیه به لوله‌های نفت و بشکه‌های نفت هم متاسفانه متصل شده و این امر

اساسا آثار سوء ماندگاری بر کل نوع تفکر، رفتار و اندیشه‌ی دینی مردم ایران هم خواهد داشت.»

بحران در آموزش و پرورش

در چنین شرایطی نمایندگان مجلس از "پیکر نحیف آموزش و پرورش" انتقاد می‌کنند، وزیرش را استیضاح

کرده و اذعان می‌کند که این نهاد بحران زده است. آیا "ناامنی مطلق در بخش آموزش و پرورش" که

نمایندگان مجلس را چنین نگران کرده، تنها در دوره هفت ماه وزارت علی احمدی بوجود آمده است؟

سعید مدنی پژوهشگر اجتماعی دربرابر این انتقادات می‌گوید استیضاح وزیر آموزش و پرورش در حقیقت

برخورد با دولت و سیاست‌های محمود احمدی‌نژاد است.

مدنی علت بحران در آموزش و پرورش را در تخصیص نامناسب منابع به این نهاد و هزینه‌سازی‌های جدید

برای نهادهایی می‌داند که اساسا اولویت و ضرورت ندارند. او مشکل را همچنین در«اعمال سیاست‌های

آموزشی که به طور مشخص نه به نفع آموزش و پرورش و نه به نفع کل دانش‌آموزان کشور» است. این

سیاست‌‌ها کیفیت نظام آموزشی در ایران را به نحوی تقلیل داده  است که به نظر مدنی می‌توان گفت

«اساسا نظام آموزشی ایران مثل بخش قابل توجهی از نظام‌های موجود که حاصل دستاورد یک دوره‌ی

عملکرد طولانی مدت است دارد از بین می‌رود و با تلاشی مواجه می‌شود.»

بحران بیشتر در بخش دولتی

کیفیت بسیار نازل مدارس دولتی در مقایسه با مدارس غیرانتفاعی، فاصله میان سطح آموزش میان این

دو را به‌شدت افزایش داده است.

به گفته کارشناسان معلمین مدارس دولتی نه از قدرت و اختیار لازم برای تدوین و تنظیم منابع درسی

متناسب با نیاز دانش‌آموزان برخوردارند، نه اجازه‌ی آن را دارند و نه از انگیزه‌ا‌ی برای این تلاش.

سعید مدنی می‌گوید: «در مدارس غیرانتفاعی به دلیل عدم حضور یا حضور کمتر دولت و بوجود آمدن

تدریجی یک نظام آموزشی قدرتمند در واقع کارآیی و کیفیت آموزشی بالاتر است.»

به گفته کارشناسان مسایل آموزشی دولت علاقه‌ای به جلب و حفظ معلمین باسابقه و با تجربه را ندارد.

در نتیجه حذف معلمین حق‌التدریسی، عملا مساوی است با با افزایش تعداد دانش آموزان در کلاس‌های

درسی و افزایش تعداد دانش‌آموزان در کلاس هم چیزی جز پایین آمدن بازهم بیشتر کیفیت آموزش را

ندارد. معلمینی که در نظام آموزشی باقی مانده‌اند باید بار کمبود پرسنل آموزشی را بکشند، باری که و

نارضایتی را در بین آنها افزایش داده است.

عربی و دینی به جای بهداشت

سعید مدنی می‌گوید دولت سعی کرده است با برخی تغییرات موردی و حذف برخی دروس کنترل خود را

بر منابع آموزشی افزایش دهد. به گفته سعید مدنی تاکید روی افزایش ساعات درسی برای دروسی

مانند زبان عربی و یا دروس دینی و تاکید کمتر بر مسایل درسهای تخصصی هم وضع را به مراتب بدتر

کرده است.

این پژوهشگر اجتماعی مثال دیگری می‌زند که ضررش تنها متوجه پایین آمدن سطح آموزش نیست:

«در دولت قبلی طبق توافق آموزش و پرورش ایران که با وزارت بهداشت داشت قرار بود که در درون

دبیرستانها و مدارس ایران آموزش ایدز داده بشود، آموزش پیش‌گیری از ایدز داده بشود و کتاب مختصری

هم تهیه شده بود برای این. ولی بلافاصله بعد از آمدن دولت در واقع علی‌رغم این که کتاب به تعداد کافی

هم چاپ شده بود از توزیع و همینطور آموزش آن جلوگیری به عمل آمد.»

گذشته پر درد و آینده تاریک

دولت برنامه‌های بسیار مفصل‌تری برای تغییر در نظام آموزشی دارد. از ارکان این برنامه تفکیک کتب

درسی برای دختران و پسران و افزایش دروس دینی در دوره‌های دبستان، دبیرستان و دانشگاه با هدف

"اسلامی‌تر" کردن محیط‌های آموزشی است.

سعید مدنی می‌گوید که اجرای این برنامه درازمدت  در یک دوره ریاست جمهوری امکانپذیر نیست. ولی

در صورت ادامه این وضع باید منتظر اجرایی شدن چنین طرح‌هایی نیز بود، طرح هایی که اثرات منفی

خود را بر نظام آموزشی ایران برای سال‌های متمادی برجای خواهد گذاشت.

او می‌گوید که "چرخه‌ای از سیاست‌های غلط − که منوط می‌شود به ناتوانی و نادانی مدیریت آموزش و

پرورش − وضع را دائم دارد رو به شرایط وخیم‌تری می‌برد."

این چرخه  پس از انقلاب فراز و فرودهایی بسیار داشته است.  سعید مدنی به گوشه‌ای از آن اشاره

می‌کند: «وزرای آموزش و پرورشی که در دوره‌ی دولت آقای میرحسین موسوی آمدند، آموزش و پرورش را

شخم زدند. معلمین باصلاحیت بسیاری را اخراج کردند و سیستم گزینشی راه‌انداختند که وضعیت

آموزش و پرورش را به سوی قهقهرایی جدی برد. بعد از جنگ و در دولت آقای هاشمی کمی تقلیل پیدا

کرد این وضعیت و در واقع نظام آموزشی توانست نفسی بکشد. در دوره‌ی اصلاحات آقای خاتمی وضع تا

حد زیادی ترمیم و به مراتب بهتر شد. اما ناگهان در دوره‌ی دولت آقای احمدی‌نژاد وزرای آموزش و پرورش

دقیقا برگشت کردند به سیاست‌های آموزشی دهه‌ی اول انقلاب که حالا دیگر آثار سوء آن بسیار روشن

بود و این که حتا اهداف پیش‌بینی‌شده در آن دوره هم محقق نشده بود."

بی‌توجهی استیضا‌ح‌گران به اصل مشکل

"آموزش و پرورش" ظرف سه سال دو وزیرداشته است. اکنون دومی در آستانه استیضاح قرار گرفته است.

انتقاد نمایندگان مجلس به علی احمدی این است که از مشکلات آموزش و پرورش شناختی ندارد، طرح

غیرکارشناسی برای چارچوب ساماندهی و مدیریت نیروهی انسانی ارائه کرده است، بحران غیرقابل

کنترل در این بخش در سراسر کشور به وجود ‌آورده، در مورد استخدام معلمان حق التدریس بی‌تدبیری

محض بخرج داده است و  به مطالبات فرهنگیان و مشکلات مالی آن‌ها بی‌توجهی کرده است.

نمایندگان مجلس ولی نه به علت و اساس این اشکالات اشاره کرده‌اند، نه به این که پاسخ دولت در برابر

اعتراضات گسترده معلمان دستگیری، اخراج و احکام انضباطی بوده است. سعید مدنی می‌گوید در

شرایط فعلی تورم و گرانی، طبیعی است که نارضایتی اقشاری که حقوق ثابت می‌گیرند آنقدر زیاد است

که همه را نگران کرده است: «صدای این نارضایتی آنقدر بلند است که نمایندگان هم آن را شنیده‌اند.»

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/10/1 و ساعت |

               "پدرخوانده" بهترین فیلم تاریخ / "10" کیارستمی در میان برترین‌ها است

فیلم سینمایی "پدرخوانده" ساخته فرانسیس فورد کوپولا در نظرسنجی مجله بریتانیایی امپایر از 10 هزار

سینمارو، فیلمساز و منتقد بهترین فیلم تاریخ سینما شد و "10" عباس کیارستمی در رده 447 قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار مهر، بی‌بی‌سی اعلام کرد فیلم 1972 کوپولا با بازی مارلون براندو و آل پاچینو در

فهرست 500 فیلم برتر تاریخ سینما به انتخاب مجله امپایر در رده نخست قرار گرفت.

رده‌ دوم جدول از آن "مهاجمان صندوقچه گمشده" استیون اسپیلبرگ شد و "امپراتوری ضربه می‌زند" جرج

لوکاس در رتبه سوم قرار گرفت. "رهایی از شاوشنک" فرانک دارابونت و "آرواره‌ها" اسپیلبرگ نیز رده‌های

بعدی را از آن خود کردند.

"رفقای خوب" اسکورسیزی، "اینک آخر الزمان" کوپولا، "آواز در باران" جین کلی و استنلی دانن، "داستان

عامه‌پسند" کوئنتین تارانتینو و "باشگاه مشت‌زنی" دیوید فینچر دیگر فیلم‌های صدر این فهرست هستند.

"شوالیه تاریکی" کریستوفر نولان تنها فیلم قرن 21 است که در میان 20 اثر برتر فهرست قرار گرفته است.

از شگفتی‌های فهرست مجله امپایر می‌توان به غیبت آثار کلاسیک "ایزی رایدر"، "آوای موسیقی" و فیلم برنده

اسکار "شکسپیر عاشق" اشاره کرد.

"پرتغال کوکی" استنلی کوبریک (37) و "کازینو رویال" مارتین کمبل (57) تنها فیلم‌های بریتانیایی

فهرست امپایر هستند که میان 100 فیلم اول فهرست قرار گرفته‌اند. "10" کیارستمی در فهرست 500 فیلم

تاریخ سینما رده 447 را دارد.

"همشهری کین" اورسن ولز که معمولا در فهرست بهترین‌های تاریخ سینما اول است، از راهیابی به فهرست

10 فیلم اول بازماند. در نظرسنجی مجله امپایر بیش از 150 کارگردان از جمله کوئنتین تارانتینو و مایک لی

و 50 منتقد نیز حضور داشتند.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/9/29 و ساعت |
    نخستین دوسالانه پوستر شیکاگو برندگان خود را شناخت

.
در دوسالانه پوستر شیکاگو، فرهاد فزونی از ایران برنده جایزه انجمن هنرهای

تایپوگرافیک برای بهترین تایپوگرافی شد.

مدال طلا برای بهترین پوستر به "رمو کامینادا" از سوئیس، مدال نقره به "پازو لی کا

لینگ" از چین، مدال نقره به "دن ایبارا و میشل بیزوفسکی" از امریکا و جایزه

اسموزیس برای بهترین پوستر اجتماعی به میشل باتوری از فرانسه تعلق گرفت.

داوران این دوسالانه را جان مسی، میشل بووه، شیگو فوکودا، آلفرد هلاسا، یان

لژندره، یوسی لمل، لوبا لوکووا، ژرمن مونتالوو، جی راین، لنی سومز و مارتین

ونسکی تشکیل می دادند.

لازم به ذکر است که این اولین دوره ی بینال شیکاگو می باشد و از بین ۱۶۰۰ اثر

رسیده به دبیرخانه ی این بینال ۹۱ اثر برای نمایش انتخاب شده اند و در این دوسالانه

آثار ۵ ایرانی نیز به نمایش در آمد.

اثر:"فرهاد فزونی" از ایران اثر: "رمو کامینادا" از سوئیس
اثر: "پازو لی کا لینگ" از چین (سری)
اثر: "پازو لی کا لینگ" از چین (سری)
اثر: "میشل باتوری" از فرانسه
اثر: "دن ایبارا" و "میشل بیزوفسکی" از امریکا

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/9/27 و ساعت |

گزارشی از جلسه سخنرانی در رابطه با سی سال نقض حقوق بشر در ایران در شهر زاربروکن آلمان

محل وقوع جنایت ایران

سی سال تعقیب، دستگیری، زندان، شکنجه، تجاوز، اعدام، اعدام زنان باردار و کودکان زیر 18 سال،

سنگسار، فقر، فحشا، اعتیاد، بیکاری، سانسور و ...

سخنرانی افتتاحیه

پتر یاکوبی وزیر مالیات ایالت زارلند از طرف خود و نیز به نمایندگی از نخست وزیر این ایالت با اشاره به

نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران، با صراحت اعلام کرد که برای من و نخست وزیر ایالتی

آقای پتر موُلر روشن و مشخص است که داریم از چه جلسه ای حمایت میکنیم. وی با اشاره به تاریخ و فرهنگ

کشور ایران و با نام بردن از برخی بزرگان ایرانی در عرصه جهانی علم و دانش، ابراز تاسف کرد که امروز

کشور ایران توسط حکومتی اداره میشود که حقوق بشر، از جمله حقوق زنان و کودکان و اقلیتهای مذهبی و

ملی، در وسیع ترین شکل ممکن در آن نقض میشود. او یاد آور شد که دفاع از حقوق بشر برای ما یک اصل

خدشه ناپذیر است و با اشاره به موفقیت های جامعه ایرانیان آلمان و ایرانیان ساکن ایالت زارلند در انطباق و

پیوند زدن خود به جامعه آلمان، اعلام کرد که مطابق تحقیقات انجام شده، ایرانیان آلمان اگر چه در مقایسه با

دیگر ملل ساکن در آلمان، اقلیت کوچکی محسوب میشوند، اما در زمینه انتگراسیون بهترین نمونه بشمار میایند.

وی برای برگزار کنندگان و شرکت کنندگان جلسه در اهداف حقوق بشریشان آرزوی موفقیت کرد.

سخنرانی ها :

                                       DSC_3064.JPG

 

 

 

 

 

 

ایرج مصداقی زندانی سیاسی سابق که بیش از ده سال را در زندانهای مختلف جمهوری اسلامی گذرانده،

سخنرانی خود را به "مبانی ایدئولوژیک زندان و شکنجه در ج.ا " اختصاص داد. وی کوشید به صورت

مختصر توضیح دهد که چگونه است که شکنجه گران در زندانهای رژیم علیرغم انجام بدترین جنایتها، کار خود

را عبادت به خدا تلقی میکنند. او با نقل قول هائی از خمینی به عنوان بناینگذار ج.ا بر نقش او به عنوان پیشوای

شقاوت و بی‌رحمی درعصرجدید تاکید نمود و یاد آور شد:

"در شریعت خمینی و پیروانش، "یوم‌الله" روز مرگ و نیستی و عذاب است. خمینی خطوط نظام مورد نظر

خود را به روشنی ترسیم کرده و از جمله برای آن‌ که فرمان کشتار مخالفان سیاسی را مشروع جلوه دهد، با

یک شبیه سازی تاریخی - مذهبی، چنین می‌گوید: ما خلیفه می‌خواهیم که دست ببرد، حد بزند، رجم کند!

همان‌طور که رسول‌الله دست می‌برید، حد می‌زد، رجم می‌کرد!"مصداقی در جای دیگر ادامه داد: خمینی در

تاریخ ۲۳ دی ۱۳۶۰ در حضور رؤسای جمهور، مجلس، نخست وزیر و هیأت دولت، شکنجه و مرگ را تنها

راه چاره‌ی کسانی معرفی می‌کند که در زندان‌ها تهذیب و تربیت نمی‌شوند و از قول خمینی ادامه داد :

در ایران هم این مسئله كه می‌بینید كه در همه جا برای ما هی طرح می‌شود كه این‌ها آدم می‌كشند، آن‌ها خیال

می‌كنند كه ایران آدم می‌كشد، ایران تا امروز یك دانه آدم را نكشته است، ایران یك سباعی را كه حمله كردند بر

همه چیز اسلام، ملت، انسانیت، آن‌ها را اگر بتواند تهذیب می‌كند و اگر بتواند با حبس آن‌ها را نگه می‌دارد تا

تهذیب بشوند، اگر نتواند تصفیه می‌كند. این همان كاری است كه همه انبیا از اول خلقت تا حالا كرده‌اند و آن

اشخاصی را كه دیگر قابل اصلاح نبوده‌اند، آن اشخاص را یا غرق كرده‌اند و یا از بین برده‌اند."

مثالهائی که مصداقی به نقل از محمد پیامبر مسلمانان به آنها استناد میکرد، احساس دوگانه ای از خنده و تمسخر

و خشم و عصبانیت شنودگان را بر انگیخت. از جمله در بخشی از سخنرانی اش تحت عنوان ... گفت:"در

روایاتی که از امامان و پیامبر نقل می‌شود کمتر اشاره‌ای به مجازات جداگانه‌ مردان شده است؛ در حالی ‌که

مجازات‌های زنان در روایات مختلف دسته‌بندی شده‌اند.برای مثال "علامه" مجلسی، یکی از فقهای بزرگ

شیعه، عذاب زنان در جهنم را از قول پیامبر در سفر معراج و پس از بازدید او از جهنم، چنین نقل می‌کند:  

زنان امتم را دیدم که به انواع عذاب‌ها مجازات می‌شدند. زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش

از شدت حرارت می جوشد؛ زنی را دیدم که از زبانش آویران کرده‌اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او

می‌ریزند؛ زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده‌اند؛ زنی را دیدم دست و پایش را بسته‌اند و مارها و عقرب‌ها

بر او مسلط هستند؛ زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرار داشت که مغز سرش از

سوراخ‌های بینی‌اش بیرون می‌آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود؛ زنی را دیدم که از

پاهایش در تنور آتشین جهنم آویزان است؛ زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی‌های آتشین ریز ریز می‌کنند؛

زنی را دیدم که صورت و دست‌هایش در آتش می‌سوزد و امعا و احشای داخلی‌اش را می‌خورد؛ زنی را دیدم که

سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود؛ زنی را به صورت سگ دیدم و

آتش از نشیمنگاه او داخل می‌شود و از دهانش بیرون می‌آید و فرشتگان عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او

می‌کوبند."

سخنران بعدی سهراب خوشبوئی بود که موضوع سخن خود را به بیان سرنوشت شخصی و خانوادگی اش با

عنوان "پرونده ی جنایتی دیگر " اختصاص داد. پرونده یا نمونه ای از هزاران نمونه مشابه در ایران! 

خوشبوئی با وجودی که تنها کمی بیش از دو سال است که به آلمان آمده، سخنان خود را به زبان آلمانی ایراد

کرد. امری که احترام و تحسین بسیاری از شرکت کنندگان را بر انگیخت. 

سهراب خوشبوئی متولد 1356 در شیراز است. در دو سالگی حبس در زندان را به همراه مادر و خواهرانش

تجربه میکند. پس از دوسال از خانواده جدا و نزد فامیل نگهداری میشود. در دوران دانشجوئی در حرکت های

اعتراضی شرکت میکند. و به مدت 6 روز بازداشت می شود و باتوجه به سوابق سیاسی خانوادگی برای همیشه

از ادامه تحصیل محروم میشود. بدنبال خطرات و مشکلاتی که وی با آن روبرو میشود و پس از چند ماه زندگی

مخفی با همسرش از ایران خارج و راهی آلمان میشود. او در تبعید بصورت مستقل کنار گروه های مختلف

فعالیتهای سیاسی و فرهنگی خود را همچنان فعالانه ادامه میدهد. ..

وی در قسمتی از سخنان خود گفت: " در زندان شهر استهبان هستیم که خواهرم سوسن را پیش ما آورده اند، او

بزرگترین خواهر من است و مانند دیگر اعضای خانواده رابطه عاطفی و صمیمانه ای با من دارد، اما عجیب

است، او مرا نمیشناسد! صورتش را در پشت چادرش پنهان می کند و صدایش را تغییر می دهد که او را

نشناسم اما تمام این کارها تنها دقایقی مرا به شک می اندازد و باز به شناخت خود ایمان می آورم و او را

خواهر خود خطاب میکنم اما این مساله عجیب و مشکوک ادامه دارد.  او را که قبلا موفق به فرار شده بود

دوباره دستگیر کرده بودند اما هویت او برایشان آشکار نبود و من تنها کسی بودم که این مساله را درک

نمیکردم، اگرچه بالاخره با صحبتهای فراوان مادرم وارد یک بازی کودکانه شدم و پذیرفتم که او فعلا خواهر

من نیست.

آن زمان خون آشامی به نام عندلیب، قاضی دادگاه انقلاب در شهر فسا بود که دستش به خون صدها نفر از

جوانان آلوده است و اگر هویت خواهرم آشکار می شد با توجه به سابقه ی فرارش عاقبتی جز اعدام در

انتظارش نبود. سرانجام به زندان اصلی منتقل می شویم، زندان عادل آباد شیراز با درب های آهنی غول آسایی

که هرگز فراموششان نخواهم کرد. دو برادر دیو سیرت به نامهای مجید و خلیل تراب پور در آن زمان ریاست

این زندان را بر عهده داشتند، جلادانی در نوع خود کم نظیر و آنچنان بی شرم که دو دهه بعد از آن همه جنایات،

خود را کاندیدای شورای شهر شیراز می کنند.

سرانجام 6 ساله شدم و بنابر قوانین می بایست که تن به دوری از خانواده می دادم. من از زندان اخراج شدم و

وظیفه  مراقبت از من به پدرم و سپس به خاله ام محول شد. از این پس زندان را از این سوی شیشه ها و میله ها

تجربه کردم."

در ادامه سخنانش او به "ارمغانی" که رژیم جمهوری اسلامی برا ی وی و خانواده اش به همراه آورد اشاره

کرد و با نام بردن از 11  نفر از افراد خانواده اش به سرنوشت تک تک آنها اشاره کرد.

فاطمه ناظری، مادر و محمدتقی خوشبویی، پدر- و برادرانش: غلامعلی خوشبویی، بیست و سه ساله- سیروس

خوشبویی، بیست ساله- ساسان خوشبویی، 17 ساله - سیاوش خوشبویی در آنزمان 11 ساله-  وخواهرانش:

سوسن خوشبویی، 16 ساله- سعیده خوشبویی، در آنزمان 13 ساله- سیما (سارا) خوشبویی، که در دو سالگی با

خود او به همراهه مادرش به زندان رفت. او همچنین از دوتن دیگر از افراد خانواد ه اش یاد کرد: اعظم

صیادی، اولین عروس خانواده و همسر برادرش غلام و نیز سحر نامزد برادر دیگرش سیروس .

سهراب خوشبوئی در مورد پدر و مادرش می گوید : پدرش پس از دستگیری افراد خانواده و مصادره تمامی

دارایی هایش متواری می شود و ناباورانه شاهد تلاشی و نابود شدن خانواده اش میگردد. او تا مرز جنون پیش

رفته و سر انجام در سال 1375 چشم از جهان فرو می بندد. مادرش محکوم به شاهد بودن مرگ سه تن از

پسرانش می شود و اولین عروسش را تا لحظه ی عزیمت به سوی طناب دار بدرقه میکند. مادر سرانجام پس از

تحمل چهارسال و نیم حبس، به یک زندگی به یغما رفته و فنا شده باز میگردد.
 

او پس از بر شمردن سرنوشت دیگر افراد خانواده اش در قسمت پایانی به سرنوشت خودش و سختیها، تبعیض

ها، تحقیرها و خطراتی که باید تجربه میکرده اشاره کرد و توضیح داد که چرا و چگونه ناچار شد که ایران را

ترک و به آلمان پناهنده شود.

 

 

 

                      DSC_3114.JPG

سخنران بعدی برنو شیرا یک روزنامه نگار آزاد آلمانی بود که موضوع سخن خود را " ایران ماده منفجره

برای اروپا" انتخاب کرده بود. او ابتدا اشاره کرد که بعد از انقلاب ایران در سال 1979 به این کشور و مردم

آن علاقه مند شده و تا کنون چندین و چند بار به ایران مسافرت کرده است. او تاکید کرد بدلیل این علاقه و بدلیل

آنکه در طی سه دهه گذشته شاهد بوده که چگونه مردم ایران توسط حاکمان کشور فریب خورده و بدلیل نقض

وحشتناک حقوق بشر در ایران، نمی تواند نسبت به رویدادهای کشور ایران و سرنوشت مردم آن بی تفاوت

باشد. او همچنان تاکید کرد: هر کس که در مقابل آنچه که امروز در ایران میگذرد سکوت کند، شریک جرم

جانیان حاکم بر ایران محسوب میشود.

برونو شیرا از تجارب عملی دیدارهای خود از آغاز انقلاب تا سال 2005 مثالهائی آورد و نتیجه گیری کرد:

اگر چه وقتی قانون اساسی ایران مطالعه شود شاید موارد مثبتی در آن بتوان دید، اما معنی همه مواد این قانون با

یک جمله کاملا متفاوت میشود. آنجا که گفته میشود در صورتی که اجرای این قوانین مغایر با ارزشهای

اسلامی نباشد.

او با یادآوری افراد و شخصیت های مختلف در رهبری این رژیم و نقشی که هر کدام در فریب و سرکوب مردم

ایران داشته اند، یاد آور شد که در چهارچوب این رژیم و قانون اساسی آن رفرم کاملا بی معنی بوده و اصلا

امکان پذیر نیست و برای نمونه به نقش خاتمی از اول شکل گیری این رژیم تا زمانی که بالاترین قدرت اجرائی

به شمار میرفت اشاره نمود و نتیجه گیری کرد مشکل نه این یا آن فرد در رهبری این رژیم، بلکه مشکل خود

دین اسلام است.

او در پایان با تاکید بر اینکه چندین و چند بار قران را با ترجمه آلمانی اش مطالعه کرده، استدلال کرد که این

کتاب و مذهب بر آمده از آن بر ضد حقوق بشر است. برای مثال به محمد پیامبر مسلمانان و ازدواج های او

اشاره کرد و به صراحت گفت اگر محمد در شرایط امروزی زنده میبود به عنوان یک کودک آزار مورد

محاکمه قرار میگرفت.

مینا احدی بنیانگذار کمیته بین المللی علیه سنگسار و کمیته بین المللی علیه اعدام و انجمن مسلمانان سابق،

سخنران بعدی بود. وی موضوع سخنرانی خود را اینگونه انتخاب کرده بود "جمهوری اسلامی را در دنیا

منزوی کنیم". او به این مسئله اشاره کرد که در آلمان، هم در بین سیاستمداران و هم در بین رسانه های گروهی

علاقه زیادی وجوددارد که ایران را کشوری اسلامی معرفی کنند. حال آنکه ایران یک کشور است و یک کشور

یا سرزمین نمی تواند اسلامی باشد. در ایران بسیاری از مردم به اسلام  اعتقاد  دارند اما بخش بزرگی از مردم

از اسلام و مذهب برگشته اند. وی تاکید کرد باید کاری کرد تا رسانه های گروهی جهان صدای این بخش از

جامعه را بشنوند.

بصیر نصیبی بنیانگذار سینمای آزاد ایران، عضو هیئت مدیریه سینما در تبعید و مدیر مجله اینترنتی سینمای

آزاد  سخنرانی خود تحت عنوان " نگاهی به بهره جوئی سیاسی جمهوری اسلامی ایران از سینما و هنر مندان

سینما" را به قرائت نامه سرگشاده اش به رئیس جشنواره فیلم برلین آله اختصاص داد. او در قسمتی از

سخنرانی اش به مقایسه سینمای زمان هیتلر و سینما در رژیم جمهوری اسلامی پرداخت و گفت:" همخوانی

سينمای جمهوری اسلامی و سينمای آلمان نازی به حدی آشکار است که فقط با کمی تأمل به بافت کلی سينمای

جمهوری اسلامی و کسب اطلاع از شرايط سينما در دوران نازی ميتوان ابعاد آن را شناخت. وزارت ارشاد و

تبلیغات اسلامی نحوه تبلیغاتش را مو به مو از وزارت ارشاد و تبلیغات آلمان نازی کپی کرده است. حتا می

شود گفت در بسیاری موارد از فرامین و ابلاغیه های گوبلز هم پیشی گرفته اند. اینان به فرمان خمینی اکثر

فیلمهای قبل از انقلاب را درون کامیون ریختند و به بیابان بردند و جشن فیلم سوزان براه انداختند."

نصیبی خطاب به مدیر چشنواره فیلم برلین آله و با یاد آوری اینکه رژیم ج.ا همچون حکومت نازی ها از سینما

استفاده ابزاری و تبلیغی میکند تأکید کرد:" بیادتان بیاورم که بر اساس ماده 5 اساسنامه وزارت سانسور

( ارشاد اسلامی) جمهوری اسلامی خروج فیلم  به هر شکل و شیوه و برای هر منظور، ( شرکت در جشنواره

ها ِو یا هفته های فیلم...) در شورایی با حضور نماینده واواک [ وزارت اطلاعات و امنیت] ، وزارت ارشاد و

بنیاد فارابی به دقت باز بینی می شود و اگر حضورش به نفع چهره سازی ج. اسلامی بود، اجازه  صدور

صادر می شود. شما برای انتخاب های وزارت ارشاد جمهوری اسلامی امکان نمایش فراهم می آورید. آیا اگر

روزی برسد که همه پرونده های جمهوری اسلامی در ارتباط با استفاده سیاسی اش از سینما به مانند دوران

نازی ها شفاف شود، شما از رفتار کنونی خود پشیمان نخواهید شد؟

گیسو شاکری آخرین سخنران این شب بود که "سیاست فریبکارانه فرهنگی دولت ایران و سرکوب هنر و

هنرمند متعهد" را موضوع سخنرانی اش انتخاب کرده بود. گیسو شاکری آوازه خوان تبعیدی و فعال جنبش

زنان در کنار موسیقی ایرانی در زمینهً موسیقی غربی نیز آموزش دیده و  با گروه های سوئدی همکاری

نزدیک دارد. او با سخنرانی و اجرای کنسرت هایش در اورپا، آمریکا و استرالیا سعی در حفظ و اشاعهً 

فرهنگ و هنر متعهد و مردمی ایران دارد.

او در قسمتی از سخنرانی اش گفت: " در ایران امروز زنان در تمام زمینه های هنری و فرهنگی به عنوان

عناصری منفعل و وابسته به مرد مطرح می شوند. درقصه ها و فیلمنامه ها و تئاتر ها و متن های آموزشی، در

کتاب های مدارس و متن های ادبی نقش منفعل زن مطرح و تبلیغ می شود. در زمینه ی موسیقی، صدای زن به

تنهائی نباید شنیده شود. هنرمندان زن تنها در مجالس زنانه و یا مجالس مذهبی زنانه آزادند که بخوانند. نمایش

آلات موسیقی در تلویزیون ممنوع است. در نقاشی ومجسمه سازی، تصویر زن نباید کشیده یا ساخته شود چرا

که  موجب تحریک مردان می شود و این گونه کار هنری، رقابت  با خدا و دخالت در آفرینش است. رقص

ممنوع است. در سینما نقش زن نقشی منفعل است.  مرد نباید زن را لمس کند، او را ببوسد و یا با او دست دهد.

اما  جالب و شنیدنی  است که در همین حال، اگر در صحنه ای قرار است زنی مورد ضرب و شتم قرار بگیرد،

بازیگر مرد می تواند با تن زن تماس پیدا کند و او را بزند."

گیسو شاکری در قسمت دیگری از سخنانش به تلاش رژیم ج. ا  برای استفاده ابزاری از هنر و هنرمندان

اشاره کرد و گفت: " یادآوری باید کرد که در جمهوری اسلامی ایران هیچ گروه هنری یا هنرمندی برای اجرای

برنامه، بدون اجازه و تائید رسمی وزارت ارشاد اسلامی، اجازه خروج از کشور را ندارد. هدف جمهوری

اسلامی  در تشویق به  برگزاریبرنامه های فرهنگی، جشنواره ها و کنسرت ها ی اینچنینی در خارج کشور و

پشتیبانی  مالی دولتی از این گروه ها به قرار زیر است:

سرپوش گذاشتن به ترورها و کشتار و سرکوب آزادی خواهان

ایجاد توهم در ماهیت ضد بشری رژیم  برای غرب  و تبعیدیان

مخدوش کردن مرزهای مبارزاتی میان مخالفان رژیم در خارج ازایران که خواهان سرنگونی دولت جمهوری

اسلامی هستند.

پوشش گذاشتن برمساله مهمی که شاهرگ حیاتی حکومت اسلامی است، یعنی زن و حقوق انسانی اش."

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/9/25 و ساعت |

دو جایزه به دو حقوقدان ایرانی

شیرین عبادی و نسرین ستوده، دو وکیل مدافع ایرانی به خاطر فعالیت‌هایشان در دفاع از حقوق بشر، به‌ویژه

حقوق زنان، برنده‌ی دو جایزه‌ی بین‌المللی شده‌اند: خانم عبادی برنده‌ی جایزه‌ی رواداری و خانم ستوده

برنده‌ی جایزه‌ی بین‌المللی حقوق بشر زودتیرول ایتالیا.

 شیرین عبادی

 شیرین عبادی، حقوقدان و مدافع حقوق بشر در ایران، جایزه رواداری (تولرانس) آکادمی اوانگلیک توتسینگ

آلمان را دریافت می‌کند. هیات داوری جایزه‌ی تولرانس، علت انتخاب شیرین عبادی را مبارزه وی برای حقوق

بشر و دموکراسی در ایران اعلام کرده است. به گفته‌ی آنها، خانم عبادی با وجود ممنوعیت شغلی، بازداشت و

تهدیدهای جانی علیه وی، به عنوان وکیل مدافع در دادگاه‌‌ها از منتقدان و مخالفان دولت ایران دفاع می‌کند.

جایزه تولرانس به شخصیت‌هایی اعطا می‌شود که در سطح جهان برای حل و فصل مدنی و روادارانه‌ی

تنش‌های فرهنگی، دینی و سیاسی تلاش می‌کنند. رومان هرتسوگ، رئیس‌جمهور پیشین آلمان، دانیل بارنبویم،

آهنگساز و سفیر صلح سازمان ملل، و هنینگ مانکل، نویسنده‌ی آلمانی، برندگان پیشین جایزه‌ی رواداری

هستند.

خانم شیرین عبادی به ویژه از این نظر مورد توجه هیئت داوری جایزه رواداری قرار گرفته که وی در ایران

برای برابرحقوقی زنان و حقوق کودکان تلاش می‌کند و به عنوان یک مسلمان براین باور است که تناقضی میان

"اسلام واقعی" و حقوق بشر وجود ندارد.

جایزه برای نسرین ستوده

نسرین ستوده

جایزه حقوق بشر بنیاد زودتیرول (منطقه‌ای در شمال ایتالیا) در سال ۲۰۰۸ به خانم نسرین ستوده، حقوقدان و

وکیل مدافع شمار زیادی از فعالان حقوق زنان در ایران تعلق می‌گیرد. اعطای این جایزه به نسرین ستوده، از

سوی شیرین عبادی پیشنهاد و توصیه شده است.

Bildunterschrift: خانم عبادی در ماه ژوئن گذشته به هنگام سخنرانی در مراسم گشایش کنگره‌ی موزه‌های

زنان پیشنهاد کرد که جایزه امسال بنیاد بین‌المللی حقوق بشر زودتیرول به زنان ایران تعلق گیرد تا به این

ترتیب از آنها در برابر فشارهای حکومتی حمایت شود.

در میان مهمانان این کنگره، آدولف فیچر، بنیان‌گذار بنیاد بین‌المللی حقوق بشر زودتیرول نیز حضور داشت.

وی توصیه‌ی خانم عبادی را پذیرفت و به اتفاق همکارانش تصمیم گرفت که جایزه‌ی امسال بنیاد تحت

سرپرستی خود را به خانم نسرین ستوده، حقوقدان مدافع برابرحقوقی زنان ایران اعطا نماید.

چند روز پیش از تصمیم‌گیری بنیاد بین‌المللی حقوق بشر زودتیرول، نسرین ستوده که به عنوان وکیل مدافع، به

کمک شماری از موکلان بازداشت شده‌‌اش رفته بود، خود نیز برای ساعاتی بازداشت گردید. خانم ستوده که

دارای کودکی شیرخواره است، در حال حاضر به قید ضمانت آزاد است. شیرین عبادی متعقد است که به خاطر

اعطای چنین جایزه‌ای، اتهام‌های وارده به نسرین ستوده منتفی خواهند شد.

خانم ستوده ازاعطای جایزه‌ی حقوق بشر به وی خشنود است و از طریق ایمیل از بنیاد بین‌المللی حقوق بشر

زودتیرول قدردانی کرده است. او در ایمیل خود نوشته است، این جایزه او را تشویق خواهد کرد، فعا لتر از

پیش به کارهایش ادامه دهد. به گفته‌ی نسرین ستوده، چنین کمک‌هایی از خارج برای فعالیت‌های حقوق بشری

در ایران بسیار مهم و اساسی هستند. خانم ستوده نوشته که، امیدوار است بتواند حضورا جایزه خود را دریافت

کند.

جایزه خانم ستوده در روز ۱۲ دسامبر، روز جهانی حقوق بشر، در شهر مران، مرکز ایالت زودتیرول ایتالیا

به وی اعطا خواهد شد.

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/9/20 و ساعت |

   هنر گرافيك تعاملات مردم را در مقوله‌هاي مختلف تسهيل مي‌بخشد.

هنر مي‌تواند سطح روابط شهری مردم در زمينه رعايت حقوق يكديگر بالاخص در حوزه ترافيك را به تصوير

بكشد.

 در ميان هنرهاي مطرح گرافيك مستقيم‌ترين تاثير را در اين حوزه خاص دارد.

بنا بر اين گزارش، در واقع كار گرافيك تنظيم و نمايش نشانه‌ هايي است كه روابط شهري مردم را

ارتقامي‌دهند.اما مردم يك شهر هم بايد به اين توافق جمعي برسند كه «چگونه مي‌شود از اين نشانه‌هااستفاده

درست كرد؟» يعني همه بار اين فرهنگ‌سازي تنها بر دوش گرافيك نيست. هنر گرافيك تعاملات مردم را در

مقوله‌هاي مختلف تسهيل مي‌بخشد.

 هنر گرافيك تعاملات مردم را در مقوله‌هاي مختلف تسهيل مي‌بخشد. اگر يك جامعه به چنين مساله‌اي بي‌اعتنايي

كند و عناد بورزد و در مقوله‌‌اي مانند ترافيك به صورت خصمانه‌اي برخورد نمايد، بي‌ترديد تأثير گرافيك و هر

هنر ديگر بسيار كم و سطحي خواهد بود.

وي با انتقاد از شرايط فعلي حاكم بر هنر گرافيك ايران گفت: گرافيك معاصر ايران در موقعيت بحراني

قرارگرفته است! متأسفانه در كنار گرافيست‌هايي كه از هنرهاي تجسمي و به صورت كاملا تخصصي به اين

كار اشتغال دارند، خيل عظيم گرافيست از جاهاي ديگري وارد اين كار شده‌اند. مثلا كساني كه ازرشته‌هاي

مهندسي و يا فيزيك وارد اين كار شده‌اند با كمك گرفتن از امكاناتي مانند كامپيوتر آثاري را خلق مي‌كنند كه

ظاهر بصري قانع كننده‌اي دارند ولي باطنا ارزش هنري ندارند. وجود اين امكانات باعث شده تا هر كس

ديگري هم بتواند وارد اين كار شود.در اين وضعيت مغشوش، ما نمي‌توانيم گريبان نهاد خاصي را بگيريم و آن

نهاد را مقصر بدانيم. بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه گرافيك شهري يك شاخه تخصصي از گرافيك است

كه روانشناسي و نشانه‌شناسي ويژه خودش را دارد و طراح چنين آثاري بايد در اين شاخه كاملا متخصص

باشد.

هنر نقش سازنده‌اي در بالا بردن سطح روابط اجتماعي و عاطفي مردم ايفا مي‌كند و قاعدتا كساني كه با هنر سر

وكار دارند، انسان‌هاي فرهيخته‌اي هستند. بر همين اساس، گرافيك تأثير عميقي را در اين حوزه دارد. لذا

اين كار بايد بسيار دقيق و تخصصي انجام شود و گرافيست‌هاي ما هم بايد احساس تعهد كنند.

همچنين متوليان اين امر و سفارش دهنده‌ها بايد شناخت كاملي از تنظيم روابط درون شهري داشته باشند تا بدانند

كه چه چيزي را بايد سفارش بدهند.

وي در پايان با مثبت ارزيابي كردن برگزاري جشنواره‌ انسان و ترافيك خاطرنشان كرد: به نظر من

هررويدادي كه جنبه يادآوري داشته باشد، مثبت است. ممكن است بسياري از پديده‌ها از سوي جامعه بديهي تلقي

شود، به همين علت برگزاري چنين جشنواره‌هايي اعم از يك بار يا چند بار بسيار ضروري است. متأسفانه

حافظه مردم ما به علت درگيري با مسائل روزمره در بعضي بخش‌ها تنبل شده، لذا اگربه گوش مردم برسد كه

عده‌اي براي حل معضلات اجتماعي آنها به دنبال راهكار هستند يك نوع تلنگر درذهن‌شان به وجود مي‌آيد و كم

كم مجذوب اين نوع برنامه‌ها مي‌شوند. برگزاري اين جشنواره‌ها چه به صورت قطعي و چه مداوم بسيار مفيد

است.                                         

                                                                                                                   آيدين آغداشلو  

 

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/9/17 و ساعت |

                               سقوط ایران به رتبه ۱۴۲ آزادی فضای کسب و کار


در گزارش بانک جهانی آمده است که در سال گذشته هيچ گونه اصلاحات اقتصادی قابل ملاحظه ای در ايران

انجام نشده است.

در تازه ترين گزارش بانک جهانی  که کشورها را به لحاظ  میزان آزادی فضای کسب و کار در جهان درجه

بندی کرده است رتبه ایران به ۱۴۲ رسيده است.

ايران در رتبه بندى قبلى بانك جهانى مقام ۱۳۵ را در اختيار داشت كه آمار فعلى بيانگر سقوط هفته پله اى اين

كشور در زمينه آزادی فضاى كسب و كار است.

در اين گزارش همچنين آمده است که در سال گذشته هيچ گونه اصلاحات اقتصادی قابل ملاحظه ای در ايران به

وقوع نپيوسته است.

در ميان کشورهای خاورميانه و شمال آفريقا، رتبه عراق به لحاظ  فضای کسب و کار ۱۵۲، اسراييل ۳۰،

اردن ۱۰۱، کويت ۵۲، لبنان ۹۹، مراکش ۱۲۸، قطر ۳۷، عربستان سعودی ۱۶، سوريه ۱۳۷، عمان ۵۷،

تونس ۷۳، امارت متحده عربی ۴۶، غزه ۱۳۱ و يمن ۹۸ گزارش شده است.

در گزارش بانک جهانی آمده است، خاورميانه و شمال آفريقا، همچنان در پی آزادی بیشتر فضای کسب و کار

و برداشتن موانع قانونی در اين زمينه هستند.

برپايه اين گزارش، مصر برای سومين بار در فهرست ۱۰ کشور نخست جای دارد که در راه آزادی کسب و

کار گام برمی دارد. عربستان و بحرين هم  جز ۲۵ کشوری هستند که در سال گذشته وضعیت خود را در این

زمینه بهبود بخشیده اند.

ايران در رتبه بندى قبلى بانك جهانى مقام ۱۳۵ را در اختيار داشت كه آمار فعلى بيانگر سقوط هفته پله اى اين

كشور در زمينه آزادی فضاى كسب و كار است.

گزارش بانک جهانی نشان می دهد که در دو سوم کشورهای خاورميانه و شمال آفريقا، از ژوئن ۲۰۰۷ تا

ژوئن ۲۰۰۸، بیست و هفت برنامه اصلاح اقتصادی به اجرا در آمده است.

در این گزارش، سنگاپور برای سومين سال پياپی در ميان ۱۸۱ کشور جهان، آسانترين کشور جهان

برای کسب و کار معرفی شده است.

نيوزلند، ايالات متحده آمریکا، هنگ کنگ (چين)، دانمارک، بريتانيا، ايرلند، کانادا و استراليا از ديگر

کشورهايی هستند که در فهرست آسانترين کشورها برای کسب و کار جای گرفته اند. جمهوری دمکراتيک

کنگو نيز پر مشکل ترین کشور جهان در این زمینه بوده است.

مايکل کلين، معاون بانک جهانی در  امور توسعه مالی می گويد: «اقتصاد نيازمند مقرراتی است که کارآمد،

آسان و برای همه دسترس پذير باشد. در غير اين صورت، تجارت در دام اقتصاد غير رسمی و بی سر و

سامان می افتند؛ جايی که بخش های اقتصاد به سرمايه دسترسی کمتری دارند و کارگران کمتری را به  استخدام

می گيرند و این کارگران نيز از حمايت قانون کار برخوردار نيستند.»

در رده بندی بانک جهانی، سنگاپور در تجارت جهانی و استخدام کارگران در رتبه نخست است و در حمايت

از سرمايه گذاران و بسته نشدن کسب و کار در مقام دوم است.

نيوزلند به لحاظ حمايت از سرمايه گذاران و شروع  کسب و کار، در مقام نخست است. ايالات متحده نيز ساده

ترين کشور برای پيدا کردن کار در جهان است.

در ميان اقتصادهای بزرگ جهان، ژاپن همانند سال پيش از آن، در مقام دوازدهم است و آلمان با پنج رتبه

سقوط در رديف ۲۵ قرار دارد. چين نيز از رتبه ۹۰ به  ۸۳ ارتقا پيدا کرده است. بريتانيا همچنان در رتبه ششم

جهان است و فرانسه با يک رتبه افزايش به مقام ۳۱ رسيده است.

در ميان اقتصادهای نو ظهور، روسيه با ۹ پله سقوط به مقام ۱۲۰و هند نيز با دو رتبه سقوط به مقام ۱۲۲ تنزل

پیدا کرده است.

در خاورميانه، عربستان نسبت به سال پيش از بهترين رکورد ترقی برخوردار است و از رتبه ۲۴ به ۱۶

رسيده است. برپايه گزارش بانک جهانی، جمهوری آذربايجان در ميان کشورهای جهان بيشترين ترقی را

داشته که از رتبه ۹۶ به ۳۳ صعود کرده است. پس از جمهوری آذربايجان، آلبانی است که از رتبه ۱۳۵ به ۸۶

ارتقا يافته و پس از آن نيز، قرقيزستان است که از رتبه ۹۹ به مقام ۶۸ صعود کرده است.

این گزارش می افزاید: چين در ميان اقتصادی های نوظهور، به لحاظ دسترسی به اعتبار، پرداخت ماليات و

اجرای قراردادها، از بهترين وضعيت برخوردار است.

بانک جهانی می گوید که در ميان ۱۰ کشور ته جدول، نه کشور آفريقايی و ونزوئلا قرار دارند که تجارت در

آنها مشکل است.

+ نوشته شده توسط بابک Babak.H در 2008/9/14 و ساعت |